20 اسفند 1401
بسم الله وقتی قرار شد با هم انیمه تماشا کنیم، دخترم ازم خواست تا درباره انیمهها با هم حرف بزنیم. او معتقد بود احتمالا انیمهای که تماشا میکنیم حاوی مطالبی هست که باید دربارهاش با من صحبت کند. انیمهای که با هم تماشایش را شروع کرده بودیم شبدر سیاه نام… بیشتر »
2 نظر
17 اسفند 1401
بسم الله پارک رفتن از نان صبحانه واجبتر بود. خیلی برای خودم سخت بود که اول صبح تابستان بیدار شوم و دخترها را آماده کنم که برویم پارک صبحانه بخوریم. اما دلم نمیخواست این فرصت خوب برای با هم بودن را از دست بدهیم. با وجودی که موبایل یک جزء لاینفک… بیشتر »